العلامة الحلي ( مترجم : شعراني )
361
تبصرة المتعلمين في أحكام الدين ( فارسي )
است گر چه عملش حرام است و ممكن است از جهت ديگر ضامن باشد مثلا اگر چهار پا به سبب دورى مالك تلف شود به افتادن در چاه و دريدن گرگ آن كه سبب دورى مالك شد ضامن است اما اگر تلف به علتى بود كه وجود مالك يا نبودن وى اثر نداشت ضامن نيست . يا اگر دزد مامور ضعيفى بود و آن كه مالك را نگاه داشت دستور دهنده بود كه من مالك را نگاه مىدارم و تو فرش را ببر : ضمان بر سبب قوى است نه مباشر ضعيف بارى هر كس سبب تلف مال شود ضامن است هر چند غاصب نباشد اگر غاصبى از غاصب اول غصب كند مالك مختار است از هر يك مال خود را بخواهد . اگر كسى مرد آزاد را غصب كند ضامن ديه آن نيست يعنى اگر به آفت الهى هلاك شود اما اگر او را بكشد به علت قتل ضامن است . و اگر بچه صغير را غصب كند ضامن است يعنى بهر آفتى تلف شود ديه بر عهده او است اگر چه خود غاصب دخيل در آن نباشد مانند مرض و خراب شدن سقف و افتادن در چاه و غرق شدن در آب . اگر صنعتگرى را حبس كنند كه مزد روزانه از او فوت شود كسى ضامن اجرت او نيست اما اگر قهرا به كارش وا دارند